تبلیغات
. - آیه سی و هشتم _ بادبادک
.

یادت هست بادبادکی را که برایم ساخته بودی!

باد از من ربودش.

نخش اما هنوز به یادگار اینجاست؛ در دستم.

ببین ...

دور انگشتانم پیچیده ام، تا یادم بماند

                             که باد آورده را باد می برد.

..........................................................................................

پی نوشت: برگ های پاییزی را دوست دارم، چون هر برگش، آیه ایست پریشانی.

خبر نوشت: وبلاگ آیه های پریشانی به این وبلاگ منتقل شد و ازین به بعد تمام مطالب (اشعار، دلنوشته ها، کوتاه ها، خاطرات و داستان های کوتاه) درین وبلاگ منتشر می شود. امیدوارم با این کار وقت بیشتری برای آپدیت این وبلاگ داشته باشم.



برچسب ها: آیه های پریشانی، مسعود جعفرزاده، دلنوشته، کوتاهه، شعر، بادبادک،
نوشته شده در تاریخ جمعه 23 تیر 1391 توسط مسعود جعفرزاده
نمایش نظرات 1 تا 30